X
تبلیغات
___________________________ (( خیانت زن و مرد متاهل به همدیگر))
مشکلات دوستان
10:3

با عرض سلام به خدمت تمام بازدید کننده های خوب وبلاگ

مشکلات خود را  در قسمت نظرات در همین بخش بزارید تا در اولین

 زمان ممکن آنها را در وبلاگ قرار دهیم

 

                                      با تشکرمدیریت وبلاگ

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392به قلم: امير

تریبون آزاد 1
16:20

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 13:0

توسط:.: منجی :.

تریبون آزاد 1
با سلام خدمت همه شما :
بنده قصد دارم در این محفل با کمک همه ی شما عزیزان ، یک تریبون آزاد برای بیان و حل مشکلات زنان و مردان جامعه تشکیل بدم . در این برنامه همه افراد خواسته ها و انتظارات شون رو بیان میکنند و در ادامه مورد نقد و بررسی سایرین قرار میگره . از ریز و درشت مسائل اجتماعی و زناشویی و دینی گرفته تا مسائل و دیدگاههای شخصی ، اگر بیانات افراد مورد نقد و بررسی سایر اعضا قرار بگیره ، کمک شایانی به رشد و شکوفایی فرد و جامعه ی پیرامونش میکنه. خیلی مواقع نگاه تک بعدی زنان به حقوق خود و بلعکس ، موجب بروز برخی ناهنجاری ها در جامعه میشه که با این روش نظرات هر جنسیت مورد نقد و بررسی جنسیت مقابل قرار میگیره . از دوستان تقاضا دارم اگر پیشنهاد و نظری دارین اعلام کنید ، تا علاوه بر رویکرد گذشته وبلاگ ؛ از برخی فعالیت های مفید دیگر هم بهره مند شویم .به همین منظور بنده پیشنهاد میکنم برای شروع ، به موضوع "نیازهای متقابل زن و مرد در زندگی مشترک" بپردازیم . نظر شما چیه؟
یا علی مدد.

 

برای دیدن ادامه بحثبه ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:افسرده
10:53

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:36

توسط:افسرده

سلام
من 23 سالمه وبا شوهرم همسنیم خیلی دوسش دارم اونم همینطور ولی نمیدونم چرا به فکر خیانته همیشه, البته خودش میگه اینا همه فکرای الکیه ولی من خیلی هواشو دارم وهمیشه بعد هر رابطه مچشو میگیرم اونوقته که دیگه هیچی جز گریه واشتباه کردم ومن خودم نمیدونم چرا اینطوری شدم و واصلا من به قصدی باهاشون حرف نزدم و.........از.این حرفا هیچی نداره ودر نهایت قول میده ولی دوباره همون کارا .البته گریه هاش برا زمانیه که کاراش لو میره در غیر اینصورت هنوز زبونش درازه میگه زر نزن تو من ودیوانه کردی شکت الکیه ولی قبل ازدواج با زنای متاهل رابطه ج ن س ی داشته الان بعضی موقه ها متوجه میشم باهاشون حرف میزنه میگه من میخواستم نصیحتش کنم اخه تویی که باهاش رابطه ج ن س ی ی ی داشتی !!!!!!چه نصیحتی داری براش !!من همیشه میام اینجا ولی بیشتر خواننده هستم مثل همون خانمایی هستم که گفتن زرنگن وکارای شوهرشونو متوجه میشن من همونطوریم ولی مثل اونا قوی نیستم با سر صدام همه فامیلو خبر میکنم دو سه هفته قهر میکنم باز شوهرم اینقد پرو که خودم میرم منت کشی واشتی .من خودم اصلا بهش یک دروغ کوچولو هم نگفتم ,خیلی بیش از حد باهاش رو راستم ولی اون جواب من و باخیانت میده بعضی موقه ها فکر خیانت میاد توسرم منی که اصلا از این کارا خوشم نمیاد ولی نمیتونم قبول کنم منم اونجوری شم باخودم میگم زندگیم چ به درد میخوره اون موقه که اون با یکی دیگه باشه من با یکی دیگه ....میترسم یه روزی بشم مثل اون .از خدا هم دلم میگیره من کسایی رو میشناسم که با صد نفر رابطه ج ن س ی دارن ولی یه شوهرایی دارن سنگین و خوب و وفادار اونوقت شوهر من تا بفهمه فلان زن مشکل داره خودشو میندازه دنبالشون میگه حیفه غریبه ها بیان برا چی خودمون نریم اینه طرز فکرش باز دیوانه تر از همه من که این ادم و دوست دارم .خدا کجاس دیگه ؟؟؟؟اینا همه خیانت میکنن از همه نظر زندگیاشون خوب وقتی هم که سنی گذشت ازشون توبه وهمه چی تمام ....

 

----------------------------------

 

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 13:16

توسط:یسنا

دوست خوب من مشکل شما شبیه مشکل کاربری ب نام خاطرست فکر میکنم مال فروردین بود حتما خودت خبر داری دیدیش مگه نه؟؟
بهرحال مشخصه خودت دوسش داری پس واسه خودت نگهش دار سیاست ب خرج بده ...خدا همین نزدیکییه صداش کن میشنوه دنبالش نگرد باهاش حرف بزن گوش کن با دلت میفهمی چی میگه,شوهرت اگه اصلاح نمیشه ببرش پیش روانشناس که باهاش صحبت کنه ,امیدت به خدا باشه
افسرده نباش ,فهیم باش تا بتونی درستش کنی...
خدا پشت و پناهت

 

-----------------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 15:57

توسط:صبا

23 سالگی - در شرایط امروز و برای پسرها- سن بسیار کم و نامناسبی برای ازدواج هست. اگر از تجربیات دیگران استفاده میکردی و یا خودت دختر آگاهی بودی، هیچوقت با پسری در این سن پیمان همسری نمیبستی. مساله اینه که ما فکر می کنیم این اتفاقا فقط برای دیگرنه و امکان نداره برای ما پیش بیاد و ساده عبور می کنیم.الانم دو راه داری: یا جدا شو، یا ده- پونزده سالی صبر کن و شاهد این امور باش تا شوهرت بزرگ شه. شاید شاید عاقل شد!!

----------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 18:43

توسط:سوده

دوست عزیز سلام
صبا جان به نکته مهمی اشاره کردند همسرتون هنوز درک کاملا" درستی از تاهل و تعهد ندارند و این بر می گرده به شرایط سنی ایشون
23 سالگی برای مردان ( به طور متوسط ) سن مناسبی برای تشکیل زندگی مشترک نیست
به همسرت کمک کن تا در کنار شما درک درستی از زندگی پیدا کنه

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:فنا
9:42

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 19:36

توسط:فنا

نظر شما راجع به مهریه چیه من معتقدم مهریه باعث همه ی این بد بختی هاست من مهریه ام بالا بود همسرم از ترس ندادن مهریه این همه پنهان کاری کرد و گرنه همون دفعه اول که دلش رو باخت امکانش زیاد بود من رو طلاق بده اون موقع من بست و شش سالم بود و فرصت شروع یه زندگی ایده ال رو داشتم پسرم هم متولد نشده بود که یه موجود دیگه نا خواسته به این جنگل را ه پیدا کنه تو فامیل هم داریم پسر بیست و جهار ساله که نامزدش رو با دیگری دید الان هم دختره خیانت کرد هم ماهی یک سکه مهریه میگیره من خودم اگه دخترم به سن ازدواج برسه مهریه نمیگیرم الان من میتونم شوهرم رو برای گرفتن مهریه عند المطالبه که آه در بساط نداره زندانی کنم اما این کار چه به دردم میخوره با پول که نمیتونم جوانی و عشق بخرم تازه یه جورهایی به بچه هام لطمه ی شخصیتی می خوره به جای مهریه بهتر حق طلاق با زن باشه و قانون بچه ها رو به زن بده یه فیلم خارجی میدیدم مرده بعد خیانت فقط یه چمدون گرفت از خونه رفت اما ما چون مسلمانیم و دینمون به زن بها داده باید بعد خیانت همسرمون رو بیشتر ساپورت کنیم حتی با روشهایی که تو دین ما گناهه . جلل الخالق خوشحال میشم نظرتون رو بدونم بالاخره از داماد آینده ام مهریه بگیرم یا نه ؟

 

---------------------------------

 

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:6

توسط:ناشناس

شما که مهریه رو چیز خوبی نمیدونی
پس چرا به همسرت نگفتی مهریه نمیخوام ، اگه میگفتی مهریه نمیخوام طلاقت میداد. اگه مهریه نباشه مردان براحتی میرن رسما خیانت میکنند . اون پسری هم که تو فامیل شما پیدا شده و از دختر خیانت دیده از استثنائاته. در هر صورت اینقدر مردان خیانت کردند که خیانت اون دختر به چشم نمیاد. تو همین سایت اکثر کسایی که پیام میذارن خانم هایی هستند که خیانت دیدند.
من در صورتی با حذف مهریه موافقم که سایر قوانین و ارزشها عوض بشه مثل ارث مثل دیه مثل..... تا حق هیچ انسانی ضایع نشه.

 

----------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:36

توسط:نازی

کسی که اهل زندگی باشه فرقی نداره 1000 سکه باشه یا یکی .
من خودم زنم به نظر من مهریه بالا خوب نیست اگه خوب بود پیامبر نمیگفت بهترین زنان امت من کسانی هستند که مهریشون پایین و...
ما هم امت پیامبریم اما متاسفانه...
در کل بخوام جمع بندی کنم مهریه بالا دردسر سازه گاهی از طرف زن و گاهی هم از طرف مرد بهتره همیشه میانه رو بود

 

--------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 15:59

توسط:صبا

البته خیلی بهتره که خانمها به جای مهریه کلان ، حق طلاق و حق حضانت فرزند بخوان. چون مهریه هیچ ضمانتی برای ادامه زندگی درست و سالم نیست و کاربرد عملی جز دردسر نداره.

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:یاسی
9:41

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 19:43

توسط:یاسی

سلام مشکلی داشتم 22 سالمه ودانشجو سال اخر دو سال پیش با مردی اشنا شدم 24 ساله لیسانس کامپیوتر که نزدیک دانشگاهم کتاب فروشی داشت چهره زیبایی داشت من هم قیافه خوبی دارم یک سال به بهانه خرید کتاب به دیدنش میرفتم او اصلا خبر نداشت که عاشقش هستم خیلی عادی رفتار میکردم ودلم به دیدنش خوش بود تا اینکه یکی از دوستانم به او گفته بود که من عاشق اوشدم تعجب کرده بود وباورش نشده بوددرست همان زمان فهمیدم که تازه عقد کرده با دختری از فامیلش ,بعد ان ماهی یک بار با دوستم برای خریدکتاب به انجا میرفتیم او نیز عادی برخورد میکرد مثل همیشه با وجود انکه میدانست او را دوست دارم ,هرگز تنها به دیدنش نمیرفتم تا اینکه بعد 9 ماه احساس کردم نگاهش فرق کرده رفتارش مهربان شده بود بعد یک سال به من گفت اگر مرا دوست داری پس بیا رابطه داشته باشیم وگرنه حق دیدارم را نداری تصور کنید من ماهی یک بار فقط چند دقیقه کوتاه میدیدمش همین ان وقت اوعاشق بینوا را میخواست محروم کند از دیدار های گاه به گاه من اصلا دوست نداشتم با او رابطه داشته باشم قسم میخورم لحظه ای به مسایل جنسی فک هم نمیکردم او را طور دیگری دوست داشتم پاک نه کثیف بعد هم به دوستم گفته بود دوستش دارم ولی عاشقش نیستم بعد هم پیشنهاد زن دوم بودن را داد قبول نکردم هیچکدام را بعدش هم یک روز که او را اتفاقی دیدم گفت زن دارم شرمنده وبای ,حال من چه کنم نصیحتم نکنید راهنماییم کنید خیلی افسرده شدم در ضمن اصلا دیگر ندیدمش به نظرتان چرا با من اینکار را کرد اصلا برایش مهم نبودم؟

 

-------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:12

توسط:ناشناس

عزیزم براش مهم نیستی
چون اگه مهم بودی بهت پیشنهاد بی شرمانه نمیداد. خودتو ضایع کردی، ادامه دادی .
الانم فکرشو از سرت بیرون کن.منطقی فکر کن. و زندگی اون دختر بیچاره یعنی همسرشو نپاشون.چون یه وقتی میبینی که کار از کار گذشته و کاری که نباید اتفاق افتاده. دلیلی نداره مردی که زن داره رو ملاقات کنی و عاشق اون باشی . بقول خودت چهره ات هم که خوبه پس موقعیت های در جاهای دیگر خواهی داشت. دیگه نبینش. از دل برود هر آنکه از دیده رود.

------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:40

توسط:نازی

کاملا موافق ناشناسم

------------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 11:50

توسط:یاسی

دوستان ممنون ولی لطفا نزنید روی کانال نصیحت اکی من اشتباه کردم اون اقا زن داری و........همه رو میدونم گفتم که دیگه ندیدمش وتموم شده فقط یک چیز واسم مهمه ایا من تونستم اندکی از قلب این اقای مغرور زیبا رو رو تسخیر کنم چون اولش اصلا نگاه های عاشقانه من رو نمیدید

 

--------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 12:13

توسط:ساغر

یاسی جون
نزنیم رو کانال نصیحت؟؟؟!!!!! که چی؟؟!! اصلا یک ذره از قلبش رو تسخیرکرده باشی یانه ,چه فرقی برات داره که انقدر اصرار در فهمیدنش داری؟!اگه مجرد بود ی چیزی ولی الان که متاهل هستش ,بهش فکر نکن و خودت رو درگیر نکن ومواظب باش باعث نابودی یک زندگی نشی

 

-----------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 12:34

توسط:نلی

چه منفعتی برات داره که قلب یه مرد متاهل رو تسخیر کنی و زندگی رو از هم بپاشونی ؟

---------------------------------

  برای دیدن ادامه بحث به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:طاووس
9:30
چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 9:11 توسط:طاووس

مادرم مرغ و خروس پرورش می داد گاهی یکی از مرغها دزدکی می رفت یه جای دیگه تخم میذاشت و به اصلاح مامانم رو دور میزد مامانم پاش نخ می بست پیداش می کرد با کلی تخم مرغ بعد سرش رو می برید می گفت مرغ دله شده رو باید کشت حالا قضیه ی این خانم ها و آقایون خائنه به نظرم مامانم راست می گفت من که تو یه خانواده ی اصیل پرورش یافتم که زن باید حجب وحیا داشته باشه هویت دارم چطوری باید با این آدم های بی هویت رقابت کنم اول می خواهن ما رو تربیت کنند میگن خانم باش حرف رکیک نزن تو نجابت داری زن هستی مادر میشی بعد تو زندگی آدمهای حیوان صفت که به تور ما می افتند میگن تو هم زرنگ باش تو رختخوابت ج ن د ه شو تا شوهرت راضی باشه خاک بر سر اون مردی که غرور و انرژی مادر بچه هاشو می گیره اون رو تبدیل به یه هیو لا می کنه صداقت و حجبش رو میگیره و مجبورش میکنه با کلی پرستیژ و سواد وباکلاسی با ف ا ح شه های شهر رقابت کنه خاک بر سر مردی که خودش کاخ داره اما بهترین زمان عمر و لذت هاش تو پستوی این زن و اون زن گذشته اونم قاچاقی مثل یه شغال ترسو خاک بر سر اون مردی کنند که به خاطر شاشدون زنهای هرزه خودش رو تبدیل به توالت فرنگی میکنه قانون تناسخ رو من قبول دارم در واقع ذات آدمها تبدیل به حیوان میشه و این آدمها تبدیل به خوک شدند خوک هم از غلت زدن تو گل ولای لذت می بره

-------------------------

 

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 9:36

توسط:ساغر

آفرین احسنت ,از نوشتت لذت بردم

-------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:13

توسط:ناشناس

منم لذت بردم عزیزم

--------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:14

توسط:منا

خیلی خوشم اومد مرسی عزیزم

 

-----------------------------

مدیریت وبلاگ :

طاووس خانم این خاک بر سرها رو برای خانومها هم میشه به کار برد چون فقط مرد خائن نداریم

 

--------------------------------------

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 10:44

توسط:ساحل

حرفات به دل میشینه .............

این خاک بر سرها رو باید به هر خائنی گفت چه مرد چه زن.......

 

                              برو به ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:شادی
16:12

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 13:30

توسط:شادی

سلام وبلاگ خوبی داری.ممنون.من با راهنمایی شما تونستم راه زندگیمو درست انتخاب کنم(بگذریم از اینکه گاهی شیطونه دیگه.......)با اینکه سرکار هستم ولی روزی 1بار حتما به صفحتون سر میزنم تا یادم نره اید چه جوری رفتار کنم.ولی باور کنید تو اجتماع ما خیلی سخته.خصوصا واسه کسی که همه شرایط واسش مهیاست.بازم ممنون

 

----------------

مدیریت وبلاگ:

از لطف شما ممنونم خوشحالم تونستم کاری انجام بدم

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392به قلم: امير

شقایق
9:47
سلام،ایشاا۰۰۰خوب باشید،من خیلی تنهام،همسرم همش باگوشیشه وبم خیانت
میکنه،انگارمثه قدیمادوسم نداره،امانمیتونم به خانوادم بگم رابطمون
بدشده،چون ناراحت میشن،واسه این واسه شمامی نویسم تا آروم شم.
 
------
مدیریت وبلاگ
شقایق خانم میشه بیشتر توضیح بدی
 
-----------------------------
 

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 13:33

توسط:شراره

شاید همش یه شک بی مورده.

 

--------------------------

 

چهارشنبه 29 خرداد1392 ساعت: 11:8

توسط:کهکشان

با گوشیش به رقابت بپرداز دیگه به یک شیئ بی جان که میتونی پیروز بشی...
اینقد حساس نباش و خودتو آزار نده... بقول دوستمون شاید یک شک بی مورده!!!!!!

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392به قلم: امير

مشکل فرج اله
8:51

ضمن احترام

در پی مشکلات چندین ساله با همسرم (حالا همسر سابقم – به استثنای چند مرحله کاغذبازی تا رسمیت آن) و مسائل روحی ناگزیر که تنها به دلیل آنها این جدایی قدیمی، تا این لحظه رسمیت نیافته؛ بالاخره تصمیم قاطع به رسمیت بخشیِ این جدایی گرفتم و اکنون، در حال اقدام هستم.

برای غلبه  بر مشکلات روحی یاد شده (یا لااقل کنار آمدن با آنها) شروع به مطالعه کردم  و در این مسیر، با وبلاگ شما آشنا شدم.

با مراجعه به آرشیو و نظرات و ... متوجه یک ایراد بنیانی در "طرز تلقی" از "خیانت" شدم که انگیزه من شد برای نگارش و ارسال یادداشت حاضر:

اکثریت قریب به اتفاق مخاطبین شما پروسه خیانت را از آغاز یک رابطه احساسی با فرد غیر همجنس، کلید خورده می دانند (یعنی نگاهی صرفا مکانیکی)؛ در حالی که با این تلقی کاملا اشتباه، راه خلاصی و درمان و مهمتر از آن "پیشگیری" را به دست خود بر خویشتن می بندیم.

واقعیت آن که، "خیانت" بَسی زودتر از آغاز رابطه، شروع شده و رابطه در واقع، اصطلاحا "کاشف" از وقوع خیانت است و انتهای آن، نه خودش که شاید ماهها و سالها پیش، شروع به تکوین کرده و فرد خیانت کار به این تکوین (با هر علتی) ، میدان داده و حتی در رشد و بلوغ آن نهایت اهتمام را به خرج داده است.

توضیح:

نطفه خیانت (همچون هر عمل دیگر انسان) در مکانیسم ذهن منعقد می گردد و اگر کمی به خود زحمت کنکاش دهیم؛ حتی لحظه اولیه شروع حیات این نطفه شوم را کشف می کنیم (به ترتیب):

شروع - کِی و کجا اولین دروغ خود را به همراه زندگیمان گفتیم؟ یا تصمیم به پنهان کاری جزئی یا کلی مسائلمان گرفتیم؟ و همراهمان، ناگهان "نامحرم" شد؟

کِی و کجا برای نخستین بار، تصمیم گرفتیم برای وسایل الکترونیکیمان (که با کمال تاسف، این روزها زار و زندگی بسیاری افراد، خصوصا خانم ها شده)Password و ... گذاشته و از سیم کارت و ... دیگری پنهان از یارمان استفاده کنیم؟

کِی و کجا اولین نارضایتی از همراه زندگیمان را به غریبه ای نامحرم نشان دادیم یا به دوستی! گفتیم؟

کِی و کجا برای نخستین بار به خود اجازه دادیم مَهار دل از کف دهیم و دلمان بلرزد؟ (نگویید که دل، کاری به مهار و عقل ندارد که اتفاقا دارد و خود من، تا این لحظه و با تحلیل عواقب هولناک رهاسازی، این مهار را هماره در کف داشته ام – با وجود امکان سهل و فراوان خیانت- و با وجود فشار روحی شدید این روزها از جدایی لاجرم، از این خودداری، پشیمان نیستم – آقایان و خانم ها دل و ...! توالت عمومی نیست!)

بسیار مهم : کِی و کجا برای نخستین بار، شروع به بافتن دلایلی (ظاهرا مقبول) برای توجیه شروع یک ارتباط پنهانی کردیم و احتمالا برای مقبولیت بیشتر این دلایل، آنها را با فردی دیگر (هم جنس) در میان گذاشته و تایید گرفتیم؟ (حتی قبل از انتخاب معشوق)

و در انتها (یک پله تا شروع یک رابطه کثیف): کِی و کجا برای نخستین بار، تصویر قبلا درخشان ذهنی ما از همراهمان شروع به رنگ باختن کرد و تصاویر قبلا مبهم و ناپدید از فرد یا افراد دیگر، ابتدا واضح و سپس جایگزین تصویر همراهمان شد؟

خاتمه -.... کشف یک خیانت ...

 

واما درباره خودم:

من لحظه اولین پنهانکاری همسرم و تولد پروسه خیانت را کاملا به یاد دارم و مراحل یاد شده بالا طی شد و ...

با وجود تمام درگیری های حاصله، بعد از مدتی کوتاه تصمیم گرفتم که به جای واکنش های انفعالی به این نصیحت زیبا عمل کنم:

If u love something ,take it free to fly

If it comeback to u, it’s u’rs if it doesn’t it never was! ؛

راه بسیار سختی بود و خرد کننده؛ اما نتیجه اش آرامش فکری و کمک به فراموشی هر چه زودتر یار خائن.

یک نتیجه گیری:

اگر واقعا "خیانت" را مذموم می دانید، ترس از اقدام به آن را دارید و باور دارید که این چندروزه عمر جای آزمون و خطای به این بزرگی نیست؛ در اولین مرحله از مراحل یاد شده و قبل از انعقاد نطفه آن فورا شروع به درمان کنید (خیانت در بدترین حالت هم هیچ راه نجاتی نیست؛ که تنها مفری بسیار لرزان و موقت است)

در مواجهه با یار خیانت کار (البته در اولین مراحل و نه کشف رابطه جنسی و ...)- هرگز با خواهش و منطق و ذکر دلایل برتری خود با آن مواجه نشوید؛ بلکه ضمن نشان دادن آگاهی خود از عواقب این فرآیند، یک ضرب الاجل کوتاه مدت برای یارتان در نظر بگیرید (با حفظ وضع موجود زندگیتان) که در پایان آن و بی هیچ انعطافی در صورت تداوم پروسه، حتما و با قاطعیت او را از زندگی خویش خارج کنید (می دانم بسیار کار سختی است اما من کردم و بَسی بهتر از تحمل توهین به تمام شرافت و کرامت انسانیِ من بود)

و اگر خیانت به نهایت خود رسید ... به نظر من، هیچ راه برگشتی وجود ندارد و زندگی مشترک در واقع مدت هاست که تمام شده ...

    به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392به قلم: امير

نظردوستمون آقا علی:
8:44
سایت خوبی دارید برای خیانت کرده ها ولی ذهن خیانت دیده ها را بدتر مشوش میکند و تمام رفتارهای گذشته همسر خود را نیز خیانتی میپندارند


سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392به قلم: امير

مشکل عسل
8:31
ادم اگه فرد مقابلش و دوست نداشته باشه ، باید چیکار کنه و هیچ راهی برای جدایی پیش روش نباشه: حس خوبی از با او بودن ، لذت نیردن: جنسی ، عاطفی و غیره...

 

-----------------------

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 10:49

توسط:کهکشان

اگه آدم طرف مقابلشو دوست نداشته باشه و هیچ راهی واسه جدایی نداشته باشه باید بشینه مث بچه آدم زندگیشو بکنه و سرش توو لاک خودش باشه اما اگه راه واسه جدایی داشته باشه ودلایل جداییش مث شما دوست عزیز باشه بازم باید بشینه سر زندگیش...دیگه خیلی زندگی رو سبک و مسخره میشمرین تا تقی به توقی میخوره میگین آی من از اول اینو نمیخواستم...تفاهم نداریم...درکم نمیکنه...ازدواجم تحمیلی بوده و 1000 تا دلایل دیگه...
دوست عزیز اینجا مشکل ,خودت هستی که از بودن با شوهرت لذت نمیبری مشکل روحی داری سعی کن خودت رو اصلاح کنی....!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کسی که بی دلیل از بودن کنار شوهرش لذت نبره با هیچکس دیگه به آرامش نمییییییییییییییییییییییییییییییییییییرسسسسسسسسسسسسسسسسسه...

---------------------------------------------

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 14:24

توسط:ساده

وا ...کهکشان حالت خوبه؟ از آدمها و احساسهای آنها و انرژی هایی که بهم میدن چیزی میدونی ...... ادم سیب زمینیه ؟ این چه طرز راهنمایی کردنه ...فرقی نداره آدم با کی زندگی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟

-----------------------------

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 14:8

توسط:امیر4

کهکشان خانوم بازن نسخه هاشو نوشت چیزی که درمان درمان وبهبودی نداره خانوم نسخت چیزی رو درمان نمیکنه عسل جان اگه به هردلیل مثل من نمیتونید جدا بشید و راهی در پیش رو ندارید سعی کن یه دوست قابل اطمنان و کسی که خودت میخوای برگزین وباش خوش باش هرجند توجیهش شاید به سمع بعضیا نباشه ولی این تنها چارس در غیر این صورت روح وروانت رو از دست میدی مشکل امیر رو در 16 فروردین 92 بخون تا باور کنی همدردیم میدونی چیکار کردم تو شهرمون یه عشق واقعی و قابل اعتماد پیداکردیم که روزگارو واقعا عوض کرده قراره مهر ماه همکف ساختمونمو به ایشون اجاره بدم ودیگه کاملا نزدیک هم باشیم باوررررر کنید روحیهم خیلی بهترشده وترمیم یافتم میدونی آخه دیگه آدم ساده نمونده که زندگیشو دس خوش یه سری اداب وزسوم قدیما کنه یه بار زندگی میکنیم شاد باش منتظر نظرت هستم

 

برای دیدن ادامه بحث به ادامه مطلب مراجعه نمایید

 


ادامه مطلب

سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:تنها1
9:24

دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 8:34

توسط:تنها

سلام حدودا 5ساله که ازدواج کردم شوهرم در ظاهر خیلی دوستم داره وهمش قربون صدقه ام میره خیلی هم غیرتیه واصلا نمیزاره هیجا تنها برم میخواد با این کارا بهم نشون بده که خیلی دوستم داره داره وبراش مهمم ولی من میدونم که بایکی ارتباط داره کاملا مطمئنم ولی وقتی بروش میارم زود قهر میکنه وبه من میگه تو دیوانه ای به همه شک دار ی ولی برای من مثل روز روشنه از اونجایی که خیلی دوستش دارم نمیتونم ازش بگذرم زود خودم میرم ومعذرت خواهی میکنم و نازشو میخرم تا باهام آشتی کنه به نظرتون چیکار کنم ؟لطفا کمکم کنین

************

توسط:کهکشان     دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 12:33

چی باعث شده که مثل روز برات روشن بشه شوهرت با کسی دوسته و باهاش رابطه داره چی دیدی ازش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید داری اشتباه میکنی تو ... سعی کن به طرف خودت بکشونی شوهرتو...

****************

توسط:طاها طاهری    دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 22:39

رفتار همسر شما دقیقا تو خونه به چه شکلیه؟ میشه برامون تشریح کنی تا ماهم مطلع بشیم...لطفا از لحظه ورود به خونه تالحظه خروج مجدد برای رفتن به سر کارش رو انالیز کن تا با استفاده از تجربه ناچیزم من هم کمکت کنم...مرسی

-----------------------------------

سه شنبه 28 خرداد1392 ساعت: 13:8

توسط:ناشناس

عزیزم این مرد یک آدم شکاک و بدبین هست که مراقب تو هست و با توجه به اینکه خودش خیانتکاره میخواد به نوعی جلوی خیانت تو رو علیه خودش بگیره و تا حد امکان سعی میکنه با رفتاراش و قربون صدقه هاش احساس تو رو درگیر کنه و نذاره به ارتباطش با دیگران پی ببری و دقیقا نقشه اش رو خوب اجرا کرده و همون چیزیه که میخواد. عزیزم رو پای خودت وایستا و وابستگیه عاطفیتو کم کن یه کم محکم باش اون خیانت میکنه باز تو میری معذرت خواهی میکنی!!!! عاقلانه ازش بخواه کارشو بذاره کنار و در صورت تکرار .........اینو بعدا میگم
پس اول خودتو قوی کن

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:دکتر معین1
9:20
یکشنبه 26 خرداد1392 ساعت: 21:43 توسط:دکتر معین

با سلام خدمت مدیریت وبلاگ و همه ی عزیزانی که میا اینجا و مشکلاتشون رو ابراز میکنن
بچها نهایت عشقو علاقه به یه فرد دیگه چیه؟ طی تحقیقات من دلیل عمدش میتونه رفتار و ظاهر یکنواخت افراد بعد از ازدواج نسبت به دوران قبل از ازدواجه
به دختری که تا دیروز مجرد بوده حالا متعهل شده میگی چرا دیگه به ظاهرت نمیرسی میگه ول کن بابا اونی میا پسند کنه پسند کرده ! خب این یعنی چی؟ از خانمها و ؟آقایون عزیز خواش میکنم سخنرانیهای دکتر انوشه رو دانلود کنن تو مشکلاتشون کمکشون میکنه

****************************

توسط:ناشناس    دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 13:7

اقای دکتر معین جسارت نمیکنم 

شما چه طور دکتری هستید که غلط املایی دارید. اگه دکتر نیستید که لطفا اسمتون رو عوض کنید همون معین بهتره!!!

**************************************

توسط:lili         دوشنبه 27 خرداد1392 ساعت: 18:19

جناب مدیر وبلاگم خیلی غلط املایی و نوشتاری دارند معمولا

*************************

مدیریت وبلاگ :

بخاطر بعضی از غلط های املای از همه دوستان معذرت میخوام چون حجم نامه های دریافتیم زیاده و وقت کم از اینکه موشکافانه غلط های اینجانب رو وارسی میکنید ممنون

دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392به قلم: امير

بحث صیغه در جامعه
19:14
مدیریت وبلاگ :

 

میخوام نظر آقایان و خانومها رو در مورد صیغه بدونم مخالفان

 

موافق ها دلیل بیارید برای موافت و مخالفت تون لطفا

 

------------------

چهارشنبه 15 خرداد1392 ساعت: 21:9

توسط:سحر تنها

اقا امیر مطالب وبلاگتو خوندم عالیه خیلی حال کردم که میتونی مردمو راهنمایی بکنی ولی امیر اقا جامعه ما اخلاق عوض کردن بد مثه قدیما صاف و صادق نیستن اینش بده من خودم مردمو میبینم میفهمم خیلی تیزم از رفتارشون میخونم چی تو بارشونه,اکه کمکی خواستی در خدمتم اخه انقد خیانت دیدم حرفه ای شدم از همه ی راهاش هم استفاده کردم تا ببینم میتونم متوقفش کنم یا نه متاسفانه طرف من از رو نمیره تو کاره خودش,فعلا دارم نگاش میکنم ببینم اخرش کجاست........

----------------------------

 

چهارشنبه 15 خرداد1392 ساعت: 20:49

توسط:سحر تنها

سلام دوست خوب وبلاگ خوبی داری,من زن هستم نظرم در مورد صیغه بد نیست به نظر من اگه مرد توانایی اینو داره که بتونه نیاز یکی رو بر طرف کنه خوبه ولی نه واسه مردی که تو اداره زن خودش مونده من از شوهرم بد دلگیرم در همین مورد با من انقد بی احساسی کرده که من بخوام بهش خیانت بکنم خیانت نکردم ولی با یکی تو تلفن حرف زدن رو من خیانت محسوب میکنم حالا اقا امیر بگو من چیکا کنم دارم دیونه میشم کسی رو ندارم راهنماییم بکنه.

 

------------------------------------------

پنجشنبه 16 خرداد1392 ساعت: 9:2

توسط:ناشناس

صیغه اصلا خوب نیست. صیغه همان زنای شرعی است. صیغه راهی برای فرار از بار مسئولیت است. صیغه راهی برای ارضای غرایض جنسی برای مدتی معین است. همینکه مدتی معین برای آن ذکر میشود کافی است تا نشان دهد همان زناشی شرعی است. صیغه یه جور پیچاندن اذهان برای توجیه کار است.دلیلی نداره آدم کسی رو صیغه کنه برای شناخت همدیگه.!!!!!!

-----------------------------------------------

پنجشنبه 16 خرداد1392 ساعت: 1:3

توسط:سارا

کاملا بستگی داره به شرایط، من با چیزی که با عنوان ازدواج موقت باب شده در صورتی که دختر باکره باشه(مجرد) کاملا مخالفم چون با فرهنگ موجود این خانم دیگه مطلقا آینده ای نخواهد داشت، اما درمورد یه بیوه یا مطلقه داستان فرق می کنه که البته اگه من خودم بیوه هم بودم راضی نمی شدم، چه بسیار مردای متاهلی که به نام کمک به اینوجر زنا اونا رو صیغه می کنن و بعد از لو رفتن همسر اولشون رو هم از دست می دن و این یعنی یه بیوه به بیوه های دیگه اضافه می شه...
اینا همش سوء تعبیر و سوء استفاده از قوانین الهیه، صیغه یا ازدواج موقت شرایط خاصی داره، خیلی خاص بیشتر مطالعه کنید...

 

 

(( لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ))

 

 


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392به قلم: امير

توسط:طاها طاهری
11:33

یکشنبه 26 خرداد1392 ساعت: 11:26

توسط:طاها طاهری

 

مدیریت وبلاگ : این متن رو اقا طاهر در جواب تنها نوشته بود ولی جالب بود براش یه پست باز کردم تا همه ببینن

 

خانم تنها سلام...اینکه فکر میکنید ما اعتقادات شما رامسبب این موضوع میدونیم اشتباه متوجه شدید منظور همه ما اعتدال در اعتقاده...اگر اجازه بدید من موضوع خودمو برایتان بنویسم شاید کمک کوچیکی به شما باشه....من خودم حدود 35 سالمه ودارای همسری بسیار مذهبی ومقید هستم...از اونجا که بسیار شوخ وشیطان و سرزبون دار هستم از طرف همکاران خانم در محل کارم نتونستم در امان بمونم و نهایتا یک نفر از اونها که از من صد پله بدتر بود از شوخی وشیطونی..باسیاست خودشو بهم نزدیک کرد وروابطمون تا حد"بسیار بالا" پیش رفت وجالب اینکه این خانم از نظر زیبایی و تیپ واندام واقعا عالی بود ومن خودم همیشه در ارزوی ارتباط با اون بودم...که نهایتا این اتفاق افتاد ومن مسرور از این ارتباط بودم....این ارتباط 4 سال ادامه داشت و در این مدت همسرم تا حدودی متوجه شده و با توجه به شناخت نسبی اون خانم وشرایط ظاهری و اس ام اس های عاشقانه که برام میفرستد کاملا در جریان قرار گرفت و ابتدا در لفافه برام خواست که این ارتباط قطع بشه اما با نتیجه نگرفتن ومشاهده ارتباط بیشتر دست به کار شد وبا اینکه عاشقانه منو دوست میداشت ارتباطش رو با من قویتر کرد وتا حدی خودشو از نظر ظاهری و شرایط ارتباط زناشویی ومراقبت در محل کار وابراز محبت های مکرر وقربون صدقه های بیشتر وخلاصه تعریف تمچیدها جلوی دیگران وحتی خانوادهاش و ........بالاخره نتیجه گرفت ومن به جایی رسیدم که وقتی اون خانم وهمسرم رو در مقام قیاس کنار هم قرار دادم...هیچ نقطه ای مثبت تر وجذابتر وسرتر از همسرم نتونستم در اون خانم مشاهده کنم تا حداقل بتونم خودمو قانع کنم... لازم به ذکره که (همسرم همچنان به اعتقاداتش بصورت معقول تر پایبنده ) ودر تمام مدتی که همسرم تلاش میکرد تا منو به زندگیم برگردونه وعلاقه مند کنه من با اون خانم درارتباط بودم واون هم سعی میکرد تا نتیجه بگیره که البته این تلاش برای همسرم 3 سال طول کشید...
خانم تنها.... قابلیتی که خانمهابرای استحکام وبقاء زندگی مشترکشون دارن واقعا انکار ناپذیره...خواهشا از قابلیت هات درست استفاده کن ...تا نتیجه بهتری بگیری...این زندگی نباید با غرور و نامدیریتی سست وویرون بشه...ممنون از حوصله ای که بخرج دادی تا مطلبم رو بخونی

 

-----------------------------------

یکشنبه 26 خرداد1392 ساعت: 13:12

توسط:تنها

از توضيحات بسيار خوبتان ممنونم چشم من هم سعي مي كنم اميدوارم نتيجه بگيرم برام دعا كنيد چون من زندگي عاشقانه رو خيلي دوست دارم اميدوارم بتونم

 

-----------------------------------

یکشنبه 26 خرداد1392 ساعت: 13:17

توسط:ناشناس

همه خانومها مثل هم نیستند همانطوری که همه آقایون مثل هم نیستند. درسته که خانوم شما 3 سال صبر کرد و هرزه کاری شما رو تحمل کرد شاید کس دیگه نتونه
و این دلیل نمیشه که هرکسی خراب کاری کنه و طرف مقابلش بیشتر تلاش کنه و در نهایت ببخشدش. کسی که میره به درک، بذار بره. مگه چند سال میخوایم زندگی کنیم که همش باید محبتمونو چند برابر کنیم تا طرف خیانت نکنه .

 

-------------------------------------

      برای دیددن ادامه بحث لطفا به ادامه مطلب مراجعه شود


ادامه مطلب

یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392به قلم: امير